![]() |
![]() |
|
| ×××اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را به دل هرگز نمی دادم خیال آشنایی را××× |
|
در زندگی تنها یک سعادت وجود دارد ، عاشق شدن و معشوق بودن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت توسط حالا |
|
|
مسخره ترین جمله ی دنیا: من لیاقتش را ندارم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت توسط حالا |
|
|
من پس از مدت ها بهترین واژه را برای بیان احساساتم پیدا کردم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت توسط حالا |
|
|
در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان شرط اول آن است که مجنون باشی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت توسط حالا |
|
|
۲۲ بهمن مبارک باد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت توسط حالا |
|
|
فرا رسیدن محرم را به همه دوستان عزیزم تسلیت می گویم ....
یا ابوالفضل |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت توسط حالا |
|
|
عید شما مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت توسط حالا |
|
|
توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری روز تلخ عاشقیمون گفتی که دوستم نداری می چکد قطره ی اشکم روی جمله ی آخر حتی این قلم نداره این شکست تلخ رو باور می گذره سالی ، یه ماهی اما باز پر از دروغم هرکی حالمو می پرسه به دروغ می گم که خوبم (تقویم از اسم تو پرشد اما جات خالیه اینجا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت توسط حالا |
|
|
هیچ کس لیا قت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیا قتی دارد با عث اشک ریختن تو نمی شود... ------------------------------------------------------------------------------
در تمام لغت نامه ها ی دنیا به دنبال واژه ای بودم که گویای دلتنگیم باشد اما هیچ واژه ای نیا فتم تا اینکه مثل همیشه گفتم : دلم برایت تنگ میشه..!!! ------------------------------------------------------------------------------ عشقم تقدیم به تو تو که مهرت صفاست عهدت وفاست در جهانی که محبت در آن کیمیاست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت توسط حالا |
|
|
...
وقتی بین دوستام کسی رو پیدا نمی کنم که دوستش داشته باشم... سعی می کنم کمکشون کنم دوست داشتنی بشن واگر تغییر نکردن... فقط با یه لبخند ازشون خدا حافظی می کنم تا باز از یه حادثه ی غم انگیز یه پیروزی مبهم بسازم... و این بار باز وقت بیشتری دارم که به خودم وقتی دوست داشتنی ترین انسان ها من رو دیدن خودشون به سمت من بیان ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت توسط حالا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتی مردم:
مرا در تابوتی سیاه دفن کنید تا همه بدانند چقدر سیاه بخت بودم.. چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چقدر چشم انتظار بودم... به روی قبرم قطعه یخی بگذارید تا به جای من بگرید... به روی قبرم قطعه سنگی بگذارید تا همه بدانند کسی را که دوست داشتم دلش از سنگ بود...! |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|